قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1191
تاريخ الفي ( فارسى )
محمّد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب ، عليهم السّلام . بعد از آن از نظر من غايب گشت . در روضة الصفا از ابو بصير روايت مىكند كه روزى امام محمّد باقر ، عليه السّلام ، را گفتم : يابن رسول اللّه شما ذريّهء رسول اللّهايد ؟ گفت : آرى . گفتم : شما جميع علوم رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، را ميراث يافتهايد و حال آنكه رسول علوم جميع انبيا را بر وجه اكمل داشت . فرمود : به عنايت الهى ميراث از پدر خود يافتهايم . گفتم : پس بر اين تقدير شما را قدرت آن باشد كه مردهاى به دعاى شما زنده شود و نابينا و ابرص از مرض خويش شفا يابد و هرچه مردم بخورند و ذخيرهكننده از آن خبر دهيد . فرمود : بلى ، به اذن اللّه تعالى . بعد از آن فرمود : اى ابو نصير پيشتر آى . چون نزديك رفتم دست مبارك خود را بر چشم من نهاد و آهسته چيزى خوانده دست از چشم من فرود آورد و هر دو چشم من فى الحال بينا شد ، چنانچه هرچه در مقابل من بود همه را ديدم . باز دست بر وى ماليد چشم من به حال اوّل رفته نابينا گشتم . بعد از آن فرمود : اى ابا نصير اگر مىخواهى به اذن خدا چشم تو را بينا سازم - چنانچه ديدى - و حساب تو با خدا باشد جلّ جلاله ، و اگر خواهى نابينا باشد و بىحساب به بهشت روى ؟ گفتم : يابن رسول اللّه من طاقت حساب الهى ندارم . نابينايى دنياى فانى سهل است . و از سخنان آن حضرت است كه : مردم به جهت آن كينه و عداوت به ما مىورزند كه ما اهل بيت رحمتايم و شجرهء نبوّت و معدن حكمت و محلّ فرود آمدن وحى . و نيز از سخنان آن جناب است كه : بلاى مردم بر ما عظيم است و از خلايق در زحمتايم . اگر ايشان را مىخوانيم اجابت نمىكنند و اگر ترك ايشان دهيم از غير ما هدايت نمىيابند . القصّه ؛ شرح كمالات و مناقب امام مفترض الطاعة بيش از آن است كه اين كتاب گنجايش آن داشته باشد .